خوشا کسى که معاد را به ياد آورد ، و براى حساب کار کرد ، و به گذران روز قناعت نمود ، و از خدا راضى بود . [نهج البلاغه]

رسم دوستي
   1   2   3   4   5      >
نويسنده :  الناز

 


 



 


آقا جان بيا...


 


سلام مهدي جان 1170 بهار وخزان گذشت ونيامدي.    سالهاست نگاهم پشت پنجره اي که متعلق به فرداست قاب گرديده وگرد وغبار هجران برآن سايه افکنده0عمري است که براي آمدنت بي قرارم0يابن الزهرا،ببين از فراقت سخت بارانيم   ببين ثانيه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0آقا جان!حيف نيست ماه شب چهادره پشت ابرهاي تيره وپاره پاره پنهان بماند،حيف نيست ديده را شوق وصا ل باشد ولي فروغ ديده نباشد0بيا تا سر به دامانت بگذارم وعقده هاي چندين ساله ام را باز کنم0تو که معناي سبز لحظه هايي بيا تو که ترنم الطاف حق تعالي بيا0بيا که از هجرت چون اسپندي بر آتشم0يوسف فاطمه!کي طنين دلنواز انا بقيه الله تو از کعبه مقصود، جانها را معطر مي نمايد0 کي کعبه به خود مي بالد وزمين بر قامت دلربايت طواف عشق مي گزارد وجان در سعي وصفاي نگاه تو محرم مي شود ومناسک حج وقربان را بجاي مي آورد0براي آمدنت تمام دلهاي عشاق دنيا را به ضريح چشمهاي قشنگ وعباس گونه ات گره زده ايم ودرمراسم اعتکاف شبهاي فراق براي گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ايم0بگذارصادقانه بگويم کهانسالترين آرزوي دلم آرزوي وصال توست! آرزويي که براي بدست آوردنش تمام کلافهاي عمرم را به بازارمعشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خريداران يوسف زهرا(س) قرار داده ام0نازنينم!تو زيباترين دليل براي شبهاي قدروشب زنده داريهاي مني تو ضياعين ودليل امن يجيب مني0آقا جان!ميخواهم برايت قصه بگويم. قصه سيب وگندم ومردي که سالهاست در ميان چشمم ايستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشماني که درو ميکنند، قصه باران وسطرهايي که دلواپس پونه هاست،قصه اسب و خيال آمدن تو در باران، قصه هايي که مشق هر شب من است0 کاش مي شد واژه ها را شست وانتظارراتفسيرکرد ولي افسوس000ميداني مرزانتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظري سدي از دلواپسي ساخته وقطره قطره انتظار را ذخيره مي کند،آنجا که وجودش چون جرعه اي آب از تشنه اي رفع عطش مي کند آنگاه که مي فرمايد اگر شيعيان ما مرا به اندازه قطره اي آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزديکترمي شد0حس مي کنم نزديکي آنقدر نزديک است که با آمدن يک نسيم تو را احساس کرد وبوييد0پس بيا از پس کوچه هاي انتظار،بيا که شعرهايم بي قافيه مانده اند،بيا که با آمدنت گم ميشود در تبسم تو بغض چندين ساله ام،بيا که غزلهايم مضمون ندارند ومثنوي عشق نا تمام است0محبوبم!هر روز که ميگذردبيشتراز قبل دلم برايت تنگ مي شود0 وکنون اي بهار عشق! مي ترسم از خزان عمرترسم از نديدن است بگو که تا خزان من آيا فرصت بهار ديدن است؟ يابن الزهرا! کاش ميدانستم که کجا وکي دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسي أنت! به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگيني به دوش مي کشم وسکوت ثانيه ها را به ازاي فرياد زمان تحمل مي کنم فقط براي رسيدن به لحظه با شکوه وصا لت0 آقا جان! دروادي انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب مي گردد0کي مي آيي که قطره ها به دريا بپيوندند؟خيبر گشاي فاطمه(س) کي مي آيي؟ کي مي آيي که کران تا بيکران دلم را برايت چراغاني کنم وچشمانم را فرش قدومت نمايم؟ ياس سفيدم!بيا که با ظهورت آيه"والنهار اذا تجلي" تأويل گردد0 بيا که چشمه سار وجودم سخت خشکيده وفرياد العطش برآورده،بيا تا از نرگس چشمانت عطري براي سجاده ام بگيرم0بيا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بيا000 بيا که هجر توآيه"ان عذابي لشديد" را تفسير مي نمايد0تا تو بيايي مرواريد چشمانم رابراي سلامتيت صدقه مي دهم وبراي آمدنت روزه سکوت مي گيرم وبا جام وصال تو افطار مي نمايم0 نذر کرده ام که بيايي تا جان شيرين را فرش قدمهايت نمايم0پس بيا که نذر خود را ادا کنم0اي آفتاب عمر! تا تو بيايي انتظاررا قاب ميکنم وبر لوح دلم مي کوبم0فرياد را حبس مي کنم وبه سکوت اجازه حضور مي دهم0در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0به اميد آنروز هزار وصد وهفتادمين شمع را روشن می کنيم ومنتظرت می مانيم0به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس وياس چشم براهی ميکنم0 کاش می شد که خدا اجازه ظهورت می داد کاش می شد که در اين ديار غربت وميان موج غمها به سکوت سرد وسنگين رخصت خاتمه می داد کاش می شد جمعه ما شاهد ابروی زيبای تو می شد ديده نا قابل ما فرش کيسوی تو می شد کاش می شد انتظار منتظر به پايان رسد وهوا ميزبان ياسها و نسترنها خاک پای مهدی زهرا شود کاش می شد تو هم از انتظار خسته شوی و برای فرج دعا کنی کاش می شد000 تيک تاک ...،ثانيه ها،روزها،ماه ها،سال هاو...ميگذرد و ما هنوز منتظر يار سفر کرده مان هستيم.به اميد ظهور مهدی صاحب الزمان


 



پنجشنبه 23/1/1386 ساعت 11:25 عصر
نويسنده :  الناز

دوره امامت، چگونه آغاز شد؟


خلفاى عبّاسى بنا بر عادت معمول خويش، هر گاه فرصتى براى کشتن ‏اولياء اللَّه مى ‏يافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى ‏آوردند. معتصم نيز، امام حسن عسکرى ‏عليه السلام را به زهر شهيد کرد و سپس درصدد يافتن فرزندِ آن‏حضرت بر آمد تا او را نيز از ميان بردارد وبه خيال‏ خويش دنباله امامت را نيست ونابود گرداند.معتصم عده ‏اى را به خانه امام فرستاد تا هرکه وهرچه درآنجاست ‏توقيف کنند.احمد بن عبداللَّه بن ‏يحيى بن خاقان پسروزير معتصم در اين باره مى ‏گويد:چون امام حسن عسکرى بيمار شد.پدرم به من پيغام داد که امام بيمار شده.آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس باپنج نفرازخادمان ‏معتصم شتابان بازگشت. همه آنان ‏از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يکى از آنها هم "نحرير" بود.پدرم ‏به آنها دستورداده بود درخانه حسن بن على باشند و اوضاع و احوال او رازير نظر بگيرند.همچنين در پى عده ‏اى از پزشکان فرستاده بود و به آنان ‏دستور داده بود که در خانه امام حسن عسکرى رفت و آمد کنند و هر بام ‏وشام از او پرستارى و مراقبت کنند.چون دو روز از اين ماجرا گذشت، کسى نزد پدرم آمد و به وى خبرداد که آن‏حضرت بيمارى ‏اش شدت يافته و ضعيف شده است.پدرم ‏سوار شد و به خانه آن‏حضرت رفت و به پزشکان دستور داد بخوبى حال ‏آن‏حضرت را تحت نظر بگيرند.همچنين درپى قاضى القضات فرستاد و به‏ او دستور داد که پيش او بيايد و ده تن از کسانى را که به دين و امانتدارى ‏و پرهيز گارى آنان مطمئن است، انتخاب کند و با خود بياورد. آنگاه‏ تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و بديشان تکليف کرد که شبانه روز همانجا بمانند. آنها در آنجا بودند تا آنکه امام حسن عسکرى ‏عليه السلام ‏درگذشت. رحلت او چند روز گذشته از ماه ربيع الاوّل سال 260 واقع‏ شد. با رحلت او سامراء يکصدا ناله بر مى ‏آورد که ابن الرضا از دنيا رفت. خليفه عدّه ‏اى را به خانه آن‏حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسى‏ کنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمايند و نشان فرزند آن‏حضرت ‏را بجويند. بدين گونه قدرت جاهلى و استکبارى مى ‏کوشيد، ريشه ‏هاى امامت را از بيخ برکند و حرکت اصيل مکتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به ‏مقصود خود نايل نيامدند که دست خداوند بر فراز دستان آنها بود.


يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ‏الْکَافِرُونَ؛ "خواهند پرتو خدا را با دهان هاى خويش فرو نشانند امّاخداوند چنين نخواهد مگر آنکه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند که ‏کافران نا خوش دارند."


 


 


پنجشنبه 23/1/1386 ساعت 11:23 عصر
نويسنده :  الناز

                           وقت ظهور


 


موضوع وقت ظهور امام زمان (عج) از جمله مباحث مهدويت است که همواره مورد بحث دانشمندان و علماي اسلامي بوده و است.
حکمت الهي اقتضا نموده است که وقت ظهور حضرت مهدي (عج) نزد مردم مجهول و مکتوم بماند، لذا آنها دقيقاً نمي‌دانند که حضرتش در چه وقت ظهور خواهند فرمود. با وجود احاديث فراواني که از رسول اعظم و ائمه طاهرين درباره جوانب مختلف زندگاني حضرت مهدي(عج) ومسأله ظهور آن بزرگوار وارد شده است، هنگام قيام پيروز آن امام عظيم الشأن در هيچ حديثي و خبري تصريح نگرديده برعکس احاديث شريفه صادر از پيامبر گرامي اسلام و ائمه اطهار(ع) هرپيشگويي را از زمان ظهور نفي مي‌نمايد.
از رسول خدا (ص) در خبري که از غيبت حضرت مهدي(عج) مي‌دهند وارد شده که مي‌فرمايند:«کساني که وقت ظهور را معيّن مي‌نمايند، دروغ مي‌گويند»
فضيل از حضرت امام محمد باقر (ع) سؤال مي‌کند:آيا براي ظهور وقتي معين شده است؟
حضرت فرمودند:« تعيين کنندگان وقت ظهور دروغ مي‌گويند»
از حضرت صادق (ع) روايت شده که چنين فرمودند:«تعيين کنندگان وقت دروغ گفتند. ما درآنچه گذشت وقتي معين نکرديم و در آنچه مي‌آيد نيز وقت معين نمي‌نمائيم»
و امام نيز فرمودند:«تعيين کنندگان وقت دروغ گفتند. شتاب کنندگان هلاک شدند و تسليم شوندگان نجات يافتند»
منظور از وقت معين نکردن در اين جا عبارت است از مشخص کردن دقيق سال ظهور حضرت مهدي (عج)؛ زيرا احاديثي که علائم حتمي ظهور را متذکّر مي‌شوند، ظهور آن علائم را به ظهور حضرت مهدي (عج) در همان سال نزديک مي‌دانند. اماعلت پنهان بودن وقت ظهور آن بزرگوار را به طور قطعي نمي‌دانيم شايد که حکمت اين رازِ پوشيده آن باشد که مؤمنان در طول اين قرون ظهور حضرتش را انتظار برده بر اين انتظار تلخ پاداش برند. لذا اصناف مختلف مردم _ از شروع غيبت صغري تا زمان ما _ آرزو کرده و مي‌کنند که ظهور حضرت مهدي(عج) را دريابند و اگر هنگام ظهور مشخص و معين مي‌بود، اين انتظار وجود نداشت بلکه آرزوها به يأس مبدل مي‌گرديد و ميليون‌ها نفر از پاداش انتظار محروم مي‌ماندند.
از رسول اکرم(ص) نقل گرديده که فرمودند:«برترين اعمال امت من انتظار فرج است»
و حضرت اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:«آن کس که منتظر امر ما باشد، مانند کسي است که در راه خدا در خون خويش غلتيده باشد»
حضرت صادق (ع) فرمودند:«هر که بميرد و منتظر اين امر باشد مانند کسي است که همراه حضرت قائم (عج) درخيمه آن حضرت باشد، نه بلکه مانندکسي است که همراه رسول خدا (ص) با شمشير پيکار مي‌کند»
در انتظار فرج بهره ديگري است و آن اينکه: انتظار يعني، تصديق سخن خداي متعال و کلام رسول او و ائمّه اطهار از فرزندان پيامبر و اين تصديق از مراتب ايمان و درجات تسليم و اطاعت است.
در اين موضوع حکمت ديگري نيز موجود است و آن عبارت است از امتحان و آزمايش؛ زيرا که خداي متعال بندگان خويش را به انواع گوناگون امتحان مي‌فرمايد، از آن جمله مسائل اعتقادي است؛ پس کساني که به خدا و پيامبر و به آنچه که پيامبر از سوي پروردگار خويش درباره حضرت مهدي (عج)آورده ايمان آورده‌اند، طول غيبت _ تا هر زمان که باشد _ و انتظار _ هر قدر که به طول انجامد _ در آنان و عقايدشان اثري نخواهد گذارد. امّا منافقان فرصت مسخره نمودن و شلوغ‌کاري عليه اين اعتقاد مقدس را مي‌يابند آيات قرآن و احاديث نبوي را به سينه ديوار مي‌زنند. اين رويّه اهل باطل در هر زمان و مکاني بوده و هست.
از حضرت موسي بن جعفر(ع) (در حديثي که درباره غيبت حضرت مهدي (عج) از ايشان نقل شده) چنين آمده است: «اين امتحاني است از سوي خداي عزّوجلّ که به وسيله آن مخلوقاتش را مي‌آزمايد»
معني امتحان اين نيست که خداي سبحان حقايق بندگان و آنچه را که در ضمائر و پنهاني‌هاي آنان مي‌گذرد، نمي‌داند. هرگز!... بلکه خداي متعال به هر چيز داناست و آنچه را که در سينه‌‌هاست مي‌داند؛ چنان که خود مي‌فرمايد:
«اَحَسِبَ النّاسُ اَنْ يُتْرِکُوا اَنْ يَقُولُوا امَنّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ؟! وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللهُ الَّذينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الکاذِبينَ«آيا مردم فکر کرده‌اند که وقتي گفتند: ايمان آورديم، ما آنان را نمي‌آزمائيم؟! ما قطعاً پيشينيان از آنان را آزموديم تا راستگويان و دروغگويان شناخته شوند»
در اين صورت آزمايش چه معني مي‌دهد؟
پاسخ اين است که: خداي سبحان بندگان خويش را به خاطر مصالحي چندي مي‌آزمايد که از آن جمله است: اتمام حجّت بر بندگان، تا مردم را بر خداي متعال برهاني نباشد.
و از آن جمله است: پيروزي مؤمن در امتحان تا مستحق اجر و پاداش گردد. و در حديث از حضرت صادق(ع) وارد گرديده که انسان در عصر غيبت اين دعا را که ـ به دعاء غريق موسوم است ـ بخواند:
«يا الله يا رَحْمانُ يا رَحيمُ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبي عَلي دينِکَ»
«اي الله، اي بخشنده، اي مهربان، اي دگرگون کننده دلها، قلب مرا بر دينت ثابت بدار»
و نيز از صادق آل محمد(ع) روايت گرديده که به اين دعا امر فرمودند:
«اَللّهُمَّ عَرِّفْني نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِيَّکْ، اَللّهُمَّ عَرِّفْني رَسُولَک، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْني رَسُولَک لَمْ اَعْرِفْ حُجَتَّکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْني حُجَّتَکَ، فَاِنِّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفني حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ ديني»
«خدايا، خود را به من بشناسان؛ تو خود را به من نشناساني من پيامبرت را نخواهم شناخت. پروردگارا، فرستاده خود را به من بشناسان، چنانچه تو پيامبرت را به من نشناساني حجّت تو را نخواهم شناخت. خدايا، حجّت خود را به من بشناسان که اگر تو حجّت را به من نشناساني از دينم گمراه خواهم شد»
اين بود حکمت مخفي بودن زمان ظهور به اضافه حکمت‌هايي که بر ما مخفي است.
احاديث شريفي وجود دارد که از برخي از امور مربوط به وقت ظهور سخن مي‌گويند. تعدادي از آنها را به مناسبت نقل مي‌کنيم:
حضرت امام صادق(ع) فرمودند: «قائم ما اهل بيت، در روز جمعه خروج مي‌نمايد»
و نيز فرمودند:«قائم ج) در سال فرد ظهور خواهد کرد؛ اوّل، سوم، پنجم، هفتم يا نهم (در هر دهه»
باز فرمودند: «به نام قائم (عج) در شب 23 ندا کرده شده (مقصود23 رمضان است) و در روز عاشورا قيام خواهد نمود، همان روزي که در آن حسين بن علي (ع) شهيد گرديد»از مجموع احاديثي که درباره ظهور حضرت مهدي (عج) سخن مي‌گويد استفاده مي‌شود که ظهور حضرتش اندک زماني قبل از قيام آن بزرگوار خواهد بود. لذا ممکن است که امام (عج) وقتي به نامش ندا داده مي‌شود در ماه رجب و يا رمضان از اختفاء خارج شده ماه‌هاي شوال و ذيقعده و ذيحجّه و ده روز از ماه محرم را بگذرانند، آنگاه به پا خواسته اين نهضت مبارک را آغاز مي‌فرمايند. در اين مدت زمان تدابير لازم را اتخاذ نموده منتظر وقت و زمان مناسبي است تا خداي تعالي به وي اجازه پاک کردن دهد تا ظلم و جور را زائل نموده عدل و عدالت را در تمام کره زمين گسترش دهد ما به خواست خداوند برخي از اين مسائل را به تفصيل در آينده ذکر خواهيم نمود.
اما حسابهايي که منجمان و اهل رَمْل و جفر و مکاشفه و مرتاضان و غير آنان _ که در زمان ما ادعا مي‌کنند که از غيبت خبر دارند_ نموده‌اند اموري نيست که بتوان به آنها اعتنايي داشت و اعتمادي نمود، خصوصاً با اخباري که سابقاً از رسول بزرگوار و ائمه طاهرين (ع)  (مبني بر تکذيب هر کس که از هنگام ظهور خبر دهد) بيان نموديم که پيشگوييهايي فراوان درباره جهان و حوادثي درباره برخي افراد ديده و خوانده و شنيده‌ايم آنها بيشتر دروغ و ساختگي بوده است. آري ممکن است که ظهور را نزديک بدانيم، به شرط آنکه علامات قطعي و حتمي ظاهر شده باشد.


 



پنجشنبه 23/1/1386 ساعت 11:21 عصر
نويسنده :  الناز

                  زمينه هاي ظهور


فراهم آوردن زمينه‌ هاي ظهور،از جمله شرايط ظهور به حساب مي‌آيد،وتا زمينه ظهور فراهم نشود،حضرت مهدي(عج) ظهور نخواهد کرد.حال بايد توجه داشت که برخي ازشرايط ظهور،با گذشت تاريخ و ظلم و جور انسان‌ها،پيشرفت علم و دانش بشري و در نتيجه آگاهي مردم دنيا و نااميد شدن مردم از نحله ‌ها و مذهب‌هاي بشري و حکومت‌ هاي مختلف فراهم مي‌شود؛ و بايسته است برخي ديگر از آنها به دست ما انسانها و دوستداران آن حضرت فراهم آيد.
اما سؤال اين است که چگونه مي‌توان زمينة‌ظهور را فراهم آورد؟
براي فراهم آوردن زمينه‌ هاي ظهور حضرت مي‌توان موارد متعددي را ذکر کرد؛
1) تحوّل جامعه بشري: ايجاد آگاهي و آمادگي جامعه بشري براي حقّ و حقيقت و مخالفت جدّي با ظلم و جور در يکي از زمينه‌ هاي مهم براي ظهور آن حضرت است. و اين مهمّ بر عهده همه ما مسلمانان و شيعيان است. ما بايد با استفاده از علم و تکنولوژي، حقايق اسلام را به گوش جهانيان برسانيم، آنها را با زيبايي‌هاي مکتب اهل بيت پيامبر )عليهم السّلام (که هماهنگ با فطرت انساني است آشنا بسازيم؛ تا همان گونه که در احاديث آمده است، با شناخت زيبايي‌هاي مکتب اهل بيت (عليهم السّلام) و مقايسه آن با ساير مکاتب و فرهنگ‌ها، حق را از باطل تشخيص داده، از آنها دل کنده و به حقيقت بپيوندند و آن زمان که مردم جهان با دروغگويي‌هاي حکّام هواپرست و جاه طلب آشنا و بر ناتواني آنها از سعادتمندي جامعه بشري آگاه شدند، قهراً مستأصل شده و بدنبال يک منجي مصلح بوده و خود به خود براي پذيرش حق و حقيقت آمادگي پيدا مي‌کنند و قدر آن منجي را ارج مي‌نهند. اصولاً بايد توجّه داشت که يکي از علل غيبت امام عصر        (عج( نيز، عدم آمادگي مردم براي پذيرش حق و حقيقت بوده است. چرا که بر اثر جهل مردم و ظلم حکّام زمان، همة‌ ائمّه قبلي يکي پس از ديگري به شهادت رسيدند، لذا براي حفظ حجّت الهي و خالي نماندن زمين از وجود آن، دوران غيبت شروع و تا فراهم شدن زمينة ظهور ادامه خواهد داشت. اگر براي جامعه بشري اين آمادگي‌ها و آگاهي‌ها حاصل نشود، حضرت تشريف بياورند، آن حضرت نيز مانند امامان معصوم سابق به شهادت خواهد رسيد. بنابراين رشد و آگاهي عموم مردم محروم و مستضعف، مي‌بايست به درجه ‌اي برسد که نور وجود امام را لمس کرده، مثل پروانه گرد شمع وجود او گرد آيند. بايد درجة رشد و آگاهي آنان به حدّي برسد که از مدّعيان حقوق بشر و دموکراسي، نااميد شده و همه منتظر ظهور منجي بزرگ الهي باشند.
2) انقلاب و تحوّل روحي افراد :تغيير و تحوّل روحي و خودسازي و تهذيب نقش مهمي در ايجاد انقلاب بزرگ و به پيروزي رساندن آن دارد و با تحولات بيشتر در روحيه انسانها و ساخته شدن نيروهاي با صلابت مي‌توان اذعان داشت يکي ديگر از زمينه ‌ها فراهم آمده. است. بايد بدانيم که امام زمان (عج) هم به انتظار لحظه ‌اي است که اين تحوّلات دروني در قلب و روح انسانها به وجود آمده و به حدّ کمال خود برسد تا ظهور براي حضرت ميسر شود.
چنان چه افرادي که شايستگي همراهي با حضرت را داشته باشند فراهم آيند، يکي ديگر از مقدمات ظهور مهيّا مي‌گردد. و با خودسازي اين افراد نيروي انساني انقلاب بزرگ مهدي (عج) تشکيل مي‌گردد و حضرت با آن نيروها منويّات خود را به پيش مي‌برد.
پيداست، انقلابي با آن عظمت و وسعت و رسالت سترگ، انسانها و عوامل بزرگي را مي‌طلبد تا قادر به پياده کردن رسالت عظيم خود باشد؛ انسان‌هايي خود ساخته و از جان گذشته، فقيه، سياستمدار، مدير و مدبّر، مبارز و شجاع و... . بنابراين ما با خودسازي و تهذيب و اصلاح خود مي‌توانيم در تحول جامعه هم مؤثر بوده و در نتيجه زمينه براي ظهور حضرت بيش از پيش فراهم آيد.
3) انتظار سازنده: افضل اعمال امّتي انتظار الفرج برترين اعمال امّت من اميد و انتظار گشايش (کارها و گرفتاري‌ها به دست با کفايت حضرت مهدي )عج (